<$BlogRSDUrl$>

Monday, August 30, 2004

مولاي عاشقان ، علي

****
ولادت با سعادت امير مومنان ، بزرگ مرد تاريخ بشر ، مولا علي (ع) بر

شما دوستان عزيز مبارك باد
************
روز پدر رو هم به همه پدر هاي خوب و مهربون ايراني كه براي راحتي
خانوادشون در برابر همه مشكلات زندگي مثل كوه ايستادگي مي كنند
تبريك ميگم ، اميد كه بتونيم با انتخاب راه درست زندگي ذره اي
از زحمات اين عزيزان رو جبران كنيم




|

Wednesday, August 25, 2004

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


مطمئن باش كه بر مي گردم
روزگاري ، روزي
و در ان روز به تو خواهم گفت : كه من از خستگي راه گذر خواهم كرد
و به دنبال نگاهت گذري خواهم ساخت همه تكرار نگاه
و ترا خواهم برد تا بدانجا كه در ان مي گويند
بجز از عشق سخن نيست روا
و از ان مي ترسم كه به من خواهند گفت
و چه دير امده اي ، و چه دير امده اي

....



|

Monday, August 23, 2004

تو را من چشم در راهم

تو را من چشم در را هم شبا هنگام
كه مي گيرند در شاخ « تلاجن » سايه ها رنگ سياهي
و زان دلخستگانت راست اندوهي فراهم
تو را من چشم در را هم
شبا هنگام در ان دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در ان نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام
گرم ياد اوري يا نه ، من از يادت نمي كاهم
تو را من چشم در را هم

نيما يوشيج




|

Friday, August 13, 2004

******* ******* ******* ******* ******* ******* *******
به خاطرم بسپا ر
به همان صورتي كه هستم
در همين لحظه
مرا به درون قلبت ببر و نگاهدا ر، اينگونه جزيي از تو خواهم شد تا ابد
گويي همه چيز رويايي بيش نبوده ، رويايي نا تما م
راه درازي انگار طي شده است
اري قصه هميشه از دل شب اغاز مي شده است




|

Sunday, August 08, 2004

********** ********** **********
عزيزترينم
اي بهترين ، اي نا زنين ، اي برترين دوست
اي زيبا ترين موجود هستي ، اي انكه از
ازل ، خداوند، وجودت را با عشق بي نهايتش
در اميخت تا خود همچون چشمه جوشا ني محبت
نا محدودت را بي هيچ چشم داشتي نثا ر فرزندانت
كني ، زبان از شمردن حسنت عاجز است
مادرم ، روزت مبارك ، سايه پر مهرت مستدام باد
تقديم به همه مادران خوب دنيا ، ضمن تبريك ولادت
پر نور ا سوه صبر ، حضرت فا طمه ، به شما دوستان عزيز




|

Tuesday, August 03, 2004

قرباني

و كلاغ
قرباني چشمهايي است كه شب در ان تكثير ميشود
و پاييز
قرباني قلبهايي است كه بهانه هاي بي بهانگي در ان تفسير ميشود
و غروب
قرباني انديشه هايي است كه اشكهاي هر روز
كوچ فرداها ، فرصت ها ، رنگين حباب ها بر ان تصوير ميشود
و كاش مي دانستم سكوت تو
قرباني كدامين حضور است … ، كدامين غرور… ؟




|

This page is powered by Blogger. Isn't yours?