<$BlogRSDUrl$>

Thursday, November 11, 2004

زهر شیرین

**** **** **** **** **** ****
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندانم
و گر هر لحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم

تو زهری، زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی، که شور هستی از توست
شراب جام خورشیدی، که جان را
نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست

به اسانی، مرا از من ربودی
درون کوره غم ازمودی
دلت اخر به سر گردانیم سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی

بسی گفتند: دل از عشق برگیر
که: نیرنگ است و افسون است و جادوست
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که این زهر است، اما!.. نوشداروست

چه غم دارم که این زهر تب الود
تنم را در جدایی می گدازد
از ان شادم که در هنگامه درد
غمی شیرین دلم را می نوازد

اگر مرگم به نامردی نگیرد
مرا مهر تو در دل جاودانیست
وگر عمرم به ناکامی سر اید
تو را دارم که: مرگم زندگانیست

فریدون مشیری




|

Tuesday, November 02, 2004

خاطره

************************************************************
خوب مثل اینکه راه شب هم یک ساله شد
چقدر سریع گذشت
مثل یه چشم به هم زدن بود
با یه کوله بار از خاطرات تلخ و شیرین

شاد باشید



|

This page is powered by Blogger. Isn't yours?