<$BlogRSDUrl$>

Friday, May 06, 2005

خورشیدواره ای در غزل غروب کرد

*** *** *** *** *** *** *** ***
وداع با عزیزان همواره جانسوز بوده
چند روز پیش وقتی به خونه امدم از
شنیدن خبر فوت استاد مزارعی که از
دوستان خانوادگی ما و از شاعران بزرگ
و صاحب نام شیراز بودند شوک شدم
خدای من ، ایام عید بود که با مامان بابا
خونشون رفته بودم همیشه از دیدارشون
خیلی احساس خوبی پیدا می کردم
از سخن استاد بوی عشق می امد ، از
صداقتش ، شعرش ، اصالت گفتارش در
گویش شیرازی لذت می بردم ، محفلش
همیشه پر بار بود ... نام و یاد و خاطره های پر مهر زنده یاد
استاد سید علی مزارعی گرامی باد

***** ***** *****
دل

دل اتشی است سوزان در جان من گرفته/در سینه خانه کرده دامان من گرفته
سودای عاشقی را در جان من نهاده / وسواس ارزو را از جان من گرفته
از گرمسوزی خویش بر اتشم نشانده / خاکم به باد داده ، سامان من گرفته
برقیست اتش افروز در خرمنم فتاده / دردیست خانمانسوز ، درمان من گرفته
گاهی چو برق شادی در چشم من نشسته/ گه چون سرشک اندوه مژگان من گرفته
پیمانه نوش اویم پیمان به کس نبسته/پیمان خود شکسته پیمان من گرفته
چون عشق دیر پیوند از من امان بریده/چون زهد پای دربند ایمان من گرفته
گاهی به مهر کوشد ، وقتی به کین خروشد/فرمان پذیر اویم ، فرمان من گرفته

زنده یاد استاد مزارعی







|

This page is powered by Blogger. Isn't yours?