<$BlogRSDUrl$>

Tuesday, August 30, 2005

غمنامه


*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***


به سراغ من اگر می ایی
نرم و اهسته نیا
بشکن این سنگ سکوت
که در این تنهایی ، دل به جان امده است
بانو ، شب سرانجام خودش می شکند
شعله حادثه را خاموش دار
فرصت از باد بگیر
دل به سوسوی سحرگه بسپار



|

Sunday, August 14, 2005

ای همیشه خوب

******************************************
ماهی همیشه تشنه ام ، در زلال لطف بیکران تو
می برد مرا به هر کجا که میل اوست
موج دیدگان مهربان تو
زیر بال مرغکان خنده هایت ، زیر افتاب داغ بوسه هایت
ای زلال پاک...!
جرعه جرعه جرعه می کشم تو را به کام خویش
تا که پر شود تمام جان من ز جان تو!
ای همیشه خوب!
ای همیشه اشنا!
هر طرف که می کنم نگاه
تا همه کرانه های دور
عطر و خنده و ترانه می کند شنا
در میان بازوان تو
ماهی همیشه تشنه ام
ای زلال تابناک!
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سپرده روی خاک!

ف. مشیری




|

Thursday, August 11, 2005

چراغی در افق

*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***

به پیش روی من ، تا چشم یاری می کند ، دریاست
چراغ ساحل اسودگی ها در افق پیداست
در این ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دریا ، دلم تنهاست
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست

:خروش موج با من می کند نجوا

...که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت

...که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت

مرا ان دل که بر دریا زنم نیست
ز پا این بند خونین بر کنم نیست
امید انکه جان خسته ام را
به ان نادیده ساحل افکنم نیست
ف. مشیری




|

Thursday, August 04, 2005

تو



***** ***** ***** ***** ***** *****

در خودم گم می شوم من ، ذره ذره ... دانه دانه
در تو پیدا می شوم من ، مثل گل یا یک جوانه
چشم من عکس ستاره ، روی موج پر تلاطم
چشم تو دریای روشن ، بی کرانه ... بی کرانه
بهترین تصویر یادم ، عکس تو بر قاب دیوار
خوشترین تصنیف عمرم ، اسم تو در یک ترانه
من که لبریز غرورم
پر هیاهو ... پر ز شورم
دوستت دارم
چگونه؟
...عاشقانه! عاشقانه




|

This page is powered by Blogger. Isn't yours?